الشيخ محمد تقي بهجت
101
جامع المسائل ( فارسي )
اشارهء بالغ اخرس در صورتى كه ابوين او كافر بودهاند ، اگر مفهِم اسلام باشد ، به منزله تلفظ غير اخرس است به شهادتين ، و عتق او صحيح است در موارد اعتبار ايمان به معناى اسلام . اقرار به شهادتين كافى است در حكم به اسلام ، و اظهار برائت از غير اسلام شرط نيست . در صحّت عتق مسبىّ از اولاد كفار اگر چه با احد ابوين او نباشد تأمّل است ، اگر چه محكوم به طهارت است به تبعيّت سابى مسلم . اگر مراهق مميّز ، اسلام اختيار كرد به اقرار به شهادتين با آن كه سبب ديگرى براى اسلام تبعى او نبود ، در حكم به اسلام او تأمّل است ؛ و مقتضاى استصحابِ تبعيّتِ كفر ، عدم وجوب ، بلكه عدم جواز تفريق او از ابوين او است . ب - سلامتى از عيوب معتبر است در عتق : « سلامتى » غلام يا كنيز از عيوبى كه موجب عتق او است ، مثل مبتلا به عِمى يا جذام يا اقعاد يا تنكيل ؛ و بر تقدير صحّت عتق آنها ، مجزى از كفاره نيست . و قطع و نقصان در سائر اعضاء يا مثل صمم يا خُرس يا قطع يك دست يا يك پاى ، مانع از صحّت عتق نيست ؛ و همچنين مرض موجب يأس از معالجه . و در عتق غير صاحب حيات مستقرّه ، در كفاره ، تأمّل است . عتق ولد الزنا با بلوغ و توصيف اسلام مجزى است ؛ و در تبعيّت او براى سابى يا احد ابوين تأمّل است ، لكن بعيد نيست تبعيّت كافرَين بنا بر جواز سبى در كفر مگر آن كه به سبى از تبعيّت خارج بشود و تابع سابى بشود ، و در غير اين مبنى ، فرق بين كافرَين و مسلمَين ظاهر نيست اگر چه محكوم به طهارت است قبل از بلوغ به حسب آن چه گذشت در محلش . ج - تماميّت مِلك در عتق مدبّر قبل از نقض تدبير به نحو ديگر ، خلاف است ، اظهر و اشهر صحّت عتق است ؛ و بعد از نقض آن جائز است بدون خلاف .